![]() |
||||
|
سمینار معرفی درمانهای وجودی در واحد علوم و تحقیقات برگزار شد مهدی خلیلی در سمینار معرفی درمانهای وجودی در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی گفت: زندگی بدون معنا ، هدف ، ارزش و یا آرمان موجب رنج بسیار است
وی با بیان این مطلب که این نوع روان درمانی مکتبی مجزا نیست زیرا نمیتوان محتوای آن را به هر درمان و هر بیماری تحمیل کرد افزود: روان پویه یا سایکودینامیک هر فرد شامل نیرو ها ، انگیزه ها و ترس های ناخودآگاه یا خودآگاهی است که در درون او به کنش مشغولند . نیروهای متعارضی درون هر فرد وجود دارد که رفتار و احساسات او را چه سازگار یافته و چه بیمار گونه تحت کنترل قرار می دهد . به گفته وی ، در دیدگاه اگزیستانسیال تعارض اصلی حاصل رویارویی فرد با هستی یا دلواپسی های غایی است که از مهمترین آنها می توان به مرگ ،آزادی ، تنهایی و پوچی اشاره کرد . مهدی خلیلی ادامه داد: رویارویی فرد با هر یک از این حقایق زندگی و تصمیمات او در کنار آمدن با این حقایق درونمایه و مبنای تعارض پویای اگزیستانسیال را به وجود می آورد . اکتشاف عمیق از دیدگاه اگزیستانسیال به معنای اکتشاف در گذشته نیست، بلکه به معنای کنار زدن دلواپسیهای روزمره و تفکر عمیق فرد دربارهی موقعیت اگزیستانسی خود او است. با کنار آمدن با وحشت نابودی و بر پایهی مرگ آگاهی میتوان رویکردی مؤثر و نیرومند در رواندرمانی بنا نهاد و بسیاری از ناهنجاری های روانی حاصل شیوه های غیر مؤثر برای چیرگی بر مرگ است. وی با اشاره به این مطلب که مرگ سرچشمه ی اصلی و آغازین اضطراب است و اضطراب مرگ با میزان رضایتمندی از زندگی نسبت معکوس دارد ادامه داد: دلواپسیهای فرد برای مرگ و شیوهی کنار آمدن او با اضطراب مرگ اولین بار در بزرگسالی بهوجود نمیآید بلکه این دلواپسی در سنینی پایینتر از آنچه تصور میرود، آغاز میشود . دو دفاع اساسی در مقابله با وحشت از مرگ وجود دارد : 1- استثناء بودن ( دیگران فقط می میرند ) و 2- وجود نجات دهنده غایی ( اطرافیان که همواره مراقب فرد هستند و از آسیب دیدن او جلوگیری می کنند ) که در سنین کودکی در وجود او شکل می گیرد . مهدی خلیلی افزود: باور به استثنا بودن و نیز باور به وجود نجاتدهنده ی غایی میتواند بسیار سازگاریافته باشند ولی اگر بیش از اندازه مورد استفاده قرار گیرند فرد مجبور می شود به معیارهایی افراطی متوسل شده تا خود را حفظ کند و اینجاست که ناهنجاری روانی رخ می دهد. انسان در مقابل زندگی خود مسئول است . نه تنها در برابر اعمال خود بلکه در برابر کوتاهی هایش نیز مسئول است . انسان نه تنها فردی آزاد ، بلکه محکوم به آزادی است . مهدی خلیلی با بیان این مطلب که فرد ابتدا باید خود را از دیگری جدا کند تا بتواند با تنهایی روبه رو شود ادامه داد: فرد باید تنها باشد تا تنهایی را تجربه کند . ولی این رویارویی با تنهایی است که به فرد امکان میدهد رابطهای عمیق و پرمعنا با دیگری برقرار کند . آدمی نیازمند معناست . زندگی بدون معنا ، هدف ، ارزش و یا آرمان موجب رنج بسیار است . دو معنا از زندگی فرد را از پوچ انگاری نجات می دهد . یکی از آن معنای کیهانی است که وجود نقشه ای خارج از فرد است و به نظمی معنوی در جهان اشاره دارد و دیگری معنای این جهانی است که فرد زندگی خود را هدفمند و دارای کارکرد خاصی می داند که باید به آن دست یافت .این دو معنا از یکدیگر متمایز نبوده و هرکدام نتیجه ی دیگری است . وی ادامه داد: هر الگوی بالینی ، با عرضه ی چشماندازی تازه موجب سربرآوردن دادههایی میشود که تاکنون پنهان مانده بودند . این دادههای تازه ، به نوبهی خود توسط الگوی اصلی تعدیل میشود . الگوی اگزیستانسیال هم فرمول اولیه ای است که بر پایهی مشاهدات بالینی محدود از لحاظ منبع ، حوزه و تعداد بنیان گذاشته شده است. ولی میتواند الگویی زنده باشد بدین معنا که هم در شکل و شمایل فعلی ، سودمندی اش را به درمانگران بالینی اثبات کند و هم گفتمانهایی را که برای تعدیل و توانمند ساختنش ضروریست ، در میان آنان برانگیزد . یکشنبه 22 آبان 1390 ساعت 8 صبح
E-Commiunication Center |
||||