![]() |
||||
|
متن سخنان حجت الاسلام و المسلمين سيد جواد بهشتي در نخستین دوره آموزشی تفسیر قرآن کریم در واحد علوم و تحقیقات (2) : آیات قرآن باید در زندگی ما جاری باشد در ماه شريف شعبان، از خداوند مي خواهيم كه گفتگو را موجب خير و رشد و نور براي همه ما قرار دهد. به خدا پناه مي بريم از هر سخن گزاف و بيهوده و بي حصر و بي ثمر و به روح تابناك علي اكبر صلوات ميفرستيم. موضوع انتخابي در مورد انتظار ما و قرآن و انتظارات و راه كارهايي است كه بتوانيم از اين دستگاه استفاده كنيم. بنده تقريباً 33 سال خدمت آقاي قرائتي هستم يكي از درس هايي كه از ايشان آموختم، نوع تلاوت قرآن در ماه رمضان است. تا آنجايي كه يادم است سال هاي متوالي ختم قرآن را با هم انجام مي داديم ايشان به من گفتند به جاي اينكه روزي يك جزء تلاوت كنيم و سه ساعت وقت بگذاريم و به يك نيتي آن را بخوانيم، مثلاً يك سال نيت تعليم و تربيت بكنيم، يك سال نيت دنيا و آخرت. هر سال به يك نيتي تلاوت كنيم و قرآن خاصي كه كنارش جاي سفيد بود برميداشتيم و به جاي يك ساعت تلاوت با كمي وقفه، به جايي مي رسيديم كه آيه آن موضوع يا پرسش را مي ديديم و با مداد كنار حاشيه قرآن مي نوشتيم و اين نوشته ها را جمع بندي مي كرديم و بحث مفصلي داشتيم وقتي به جايي رسيد كه به تنهايي قرآن را تلاوت مي كردم هر سال به يك نيت ختم مي كردم يا مي خواندم. سه سال قبل به اين نيت ختم كردم كه قرآن از ما چه مي خواهد، همين سؤال را از خود قرآن پرسيدم، روز قيامت قرآن به صورت فرشته اي روبروي ما ديده مي شود كه از بعضي ها شفاعت مي كند و از بعضي هاي ديگر شكايت مي كند. حالا بايد ببينيم چه كار كنيم كه مورد شفاعت قرآن قرار بگيريم. مدتي بعد يكي از علماي تهران گفت من همراه با زائران تهراني وارد مدينه شديم وسايلمان را گذاشتيم در هتل همين كه وارد حرم نبوي شديم ديدم همه دارند گريه مي كنند و با پيغمبر حرف مي زنند. من قرآن را دست گرفتم و رو به پيامبر كردم و گفتم: يا رسول الله همه با شما حرف مي زنند ولي من خواهش مي كنم كه شما با من حرف بزنيد. من قرآن را باز كردم سطر اول صفحه سمت راست اين آيه آمد قال رسول الله تنم لرزيد. اما اين حرف تلخي است گلايه پيامبر در روز قيامت از امت اسلامي دربارة برخوردش با قرآن است. بزرگان ما گفتند محجور يعني: آگاهانه چيزي را از صفحه زندگي كنار گذاشتن كه پيامبر چنين شكايتي از امت اسلامي در روز قيامت مي كند كه اي خداي من، امت من آگاهانه آن را از صحنه زندگي كنار گذاشت اين خيلي من را آزار مي داد. لذا در آن سال با دقت قرآن را خواندم تا بفهمم قرآن از ما چه انتظاري دارد و چه كار كنيم تا رضايتمندي را جلب كنيم. نزديك 20 مورد بدست آوردم چيزهايي كه تازه نيست شما هم با آنها آشنايي داريد. به ازاي هر انتظاري ما بايد برنامه ريزي كنيم و راه كارهايي آماده كنيم شايد 10 تا 12 انتظار اسم ببرم. انتظار اول: قرائت قرآن از ما مي خواهد كه اين كتاب را بخوانيم (اقراء) ولي بايد برنامه ريزي كنيم تا براي دانشجويان، استادان و شاگردها و غيره راه كارهايي باشد. قرآن از ما مي خواهد در چه وقت هايي و با چه آدابي انجام شود. اين بايد رخ دهد. من در برنامه خودم حدوداً 8 تا پيشنهاد داده بودم مثلاً براي يك دانشجو چه چيزهايي در مورد قرائت قرآن انگيزه شود تا حضور ما را نطلبد و در دنياي خودش با خدايش، و با تشويق كه جمعي از دانشجويان را براي قرائت و خواندن قرآن داشته باشم كه خود بركت به دنبال دارد. بايد يك برنامه طرح كنيم كه قبل از خواب قرآن بخوانيم. اين توصيه ها حديثي به دنبال دارد چون وقت هاي ويژه اي براي قرائت قرآن كه در خود قرآن همه آمده وجود دارد مثلاً قرائت سوره ي صبحگاهي انتظار مي رود كه مسلمانان روزشان را با تلاوت قرآن شروع كنند اين برنامه بايد رسم شود غير از نمازي كه خود داراي آياتي از قرآن است. چه ايرادي دارد صبح ها دانشجو از اتاقش كه بيرون مي آيد حالا چه مجرد و چه متأهل يك سوره بخواند يعني خواندن سوره هاي خاص كه صبح از خانه بيرون مي آييم، بخوانيم يا كساني كه در هنگام شب بيدار مي شوند كه مورد ستايش هستند، قران بخواند شايد يك راه كار باشد و مستحبات هفت گانه را بجا آورند. پس چه در صبح و چه در شب، در وقت هاي خاص و براي ماجراهاي خاص قرائت اولين انتظاري است كه از ما دارد حالا با چه آدابي؟ چه با طهارت، چه با توجه و چه با اخلاص. انتظار دوم : تلاوت چيزي است متفاوت از قرائت. چيزي كه ايجاد تفاوت بين اين دو كلمه مي كند اينكه من مي گويم به ترتيب بخوانند تلاوت را بعضي ها گفتند پي در پي خواندن، بعضي ها با نگاه قداست خواندن، بعضي هاي ديگر گفتند پيوسته خواندن در مجموعه بهترين حالت به ترتيب خواندن با آن چه كه هست با آن نظم و ترتيب كه بيان شده حمد، بقره، آل عمران، نساء ، مائده و غيره. آيت الله خامنه اي در سال 1360 هر هفته پنج شنبه ها به قم مي رفتند با طلبه ها جلسه تفسير داشتند مدت زيادي طول مي كشيد من خودم يكي از آن طلبه ها بودم. يك جلسهي تمام در مورد ختم قرآن بيان كردند و ميگفتند چرا امامان ما اصرار داشتند كه قرآن را تلاوت كنند و چه اسراري در بيان معصومين در ختم قرآن بود؟! چرا؟ چون اين كتاب به همه نيازهاي زندگي فردي، اجتماعي، مادي و دنيا و آخرت ما توجه مي كند. دوست داشتم ما با تمام مضامين اين كتاب انس داشته باشيم. اول قرائت و بعد ترجمه و معنا و مفهوم آيات و براساس معنايي كه من انتخاب كردم اين كتاب را به ترتيبي بخوانيم. پيشنهادم اين است كه قرآن را همراه داشته باشيم و علامت بزنيم كه من تا اين جا خواندم و پي گيري كنيد و اصرار داشته باشيم كه تا جزء سي بخوانيم و تمام كنيم. امام باقر مي فرمايد: شايسته است مؤمن روزي 50 آيه از اين كتاب را بخواند اگر تعداد آن را به 50 تقسيم كنيم عدد بدست آمده 120 است كه مسلمانان هر 120 روز يك بار قرآن را دوره مي كنند يعني هر 4 ماه يك بار ما اين مضامين را مرور و تكرار مي كنيم.
انتظار سوم : ترتيل يعني با دقت بخوانيد البته الان به معناي صوت و لحن است. چيزي كه مهم است بايد مواظبش بود و با دقت خواند چون اهميت دارد و مطلب مهمي است كه با تو حرفي دارد يك هشدار يا يك پند و اندرز يا امر و نهي. انتظار چهارم : تدبير
يعني اينكه، روي اين كتاب فكر كنيد كه به خواندن مرتب و با دقت خواندن
قناعت نكنيد و در اين آيه ها فكر و تأمل كنيد و براي اين گام هاي
مقدماتي، سرمايه گذاري كنيد. چه طور ما روي يك مسئله مورد نياز فكر مي
كنيم يا روي يك مسئله مورد علاقه يا روي مسئله اي كه احساس مي كنيم
خطرناك است فكرمي كنيم پس بايد به اين مورد هم فكر كرد. ما فرصت نداريم
كه امورمان را در دستور كار دستگاه تفكر قرار دهيم. انگيزهاي بيدار
شود كه روي يك موضوعي فكر كرد. يك دانشجو براي خواندن كتاب آسماني چه
مقدماتي لازم دارد؟ براي خواندن چه مقدماتي، براي به ترتيب بودن چه
مقدماتي و براي به دقت خواندن آيات چه مقدماتي نياز دارد؟ براي يك
دانشجو كه الان زبان او زبان فارسي است چه مقدماتي لازم است. اين كتاب
آسماني ما 114 سوره و 6235 آيه و حدوداً 78000 كلمه دارد. از اين 78000
اگر كلمه هاي تكرار شده را كنار بگذاريم، 11 هزار كلمه از ما مي خواهد
كه بفهميم و بعد فكر كنيم، دانستن معنا و مفهوم 11 هزار كار شاقي است.
يك فرصت از اين 11 هزار كلمه كارشناسان مي گويند 1000 تا تكرار است ولي
10000 كلمه كمتر تكرار دارد كه اگر به يك دانشجو بگوييم در طي 4 سال،
سالي 250 واژه قرآني با مفهومش آشنايي پيدا مي كند خوب درست است كه صرف
و نحو خواندن و اتصال كلمات را نمي داند و بلد نيست ولي اجمالاً از آن
به بعد كه قرآن تلاوت مي كند خيلي از موارد به صورت روشن و واضح برايش
معلوم و آشنا است يعني آشنايي با مفردات، آشنايي با واژگان كه مقدمه اي
براي تفكر است. من در فاصله ديروز و امروز واژه هاي فكر، عقل و نظر را
در قرآن نگاه كردم كه مي خواستم بفهمم كه در قرآن، به چه چيزهايي بايد
انديشيد و فكر كرد البته چيزهاي زيادي از جمله به خود قرآن اميد مي رود
كه فكر كنيد و يا سرزنش مي كند كه چرا فكر نمي كنيد و اين سؤال مطرح جواب : قصه هاي قرآني: اي پيامبر قصه ها بيان شده البته قالب قصه ها متفاوتند كتاب بحارالانوار، چاپ بيروت، جلد 90 ، صفحه اول، اين حديث آمده كه خداوند آياتش را به 7 شكل نازل كرده و فرموده بابي است تحت عنوان اصناف آيات اين حديث از امام علي كه مي فرمايد: آيات به 7 شكلاند. 1. امرها 2- نهي ها 3- تشويق ها 4- توبيخ ها 5- قصه ها 6- مثل ها 7- گفتگوها اين نشان مي دهد كه مخاطب هاي ما رنگارنگ اند و در شرايط مختلف با سنين مختلف و موقعيت هاي مختلف حتي با ظرفيت هاي مختلف حالا يكي با قصه ، يكي ديگر با امر و ديگري با نهي و شايد ديگري با مثل ها آيات را درك كند و بفهمد. بنابراين در قالب هاي مختلف براي همه گروهها هست. تفاوتي كه بين قصه و افسانه وجود دارد اينكه در فرهنگ قرآن از اسطوره بدگويي شده ولي قصه شرح حال واقعي كساني كه قبل از ما بودند و اصول ثابت بر زندگي آنها حاكم بوده و ما مي توانيم از نتيجه گيري زندگيشان براي زندگي خودمان اثر بگيريم و رقم بزنيم بيشتر از نيمي از آيات قرآن در اين قالب ارائه شده. يادم است در 20 سال پيش آقاي قرائتي به من گفتند حدود 268 داستان در قرآن وجود دارد. من هر چه به قرآن و تفسير رجوع كردم به اين تعداد داستان پيدا كردم و تصميم گرفتم كه خودم با جمعي از طلاب قرائت قرآن به علاوه قصص آيات از اول تا آخر پرداختيم تا بفهميم به عدد چند تا داستان در قرآن وجود دارد. من منظورم عدد نبود مي خواستم راه كاري را پيدا كنم، چون يكي از راههاي خواندن قرآن براي همين داستان هاست. ليست آن تعداد قصه ها را پيدا كردم نزديك به 300 داستان بود كه هر قصه اول و پاياني دارد و ممكن است كه به داستان قبل و بعدي به صورت زنجيره اي رابطه داشته باشد و بيش از 300 ماجراهايي كه زمينهساز نزول آيات شده كه اصولاً شأن نزول هم گفته مي شود مجموعاً 600 تا كه همهاش سازندگي دارد من لااقل 100 داستان را بايد پردازش شده و مناسب با مخاطب در حافظه ام داشته باشم كه در فرصت 5 دقيقه بتوانم با آن آيات پيام ها را بيان كنم. ما در بازار دو نوع قصه داريم. 1- تفاسير است كه آيات را بيان كرده ولي قصه را نگفته 2- قصص قرآن كه قصه را گفته ولي آيات را بيان نكرده بياييم يك معجون درست كنيم اگر قصه به اضافه آيات و به اضافه پيام ها بكنيم يك قصه شيرين درست مي شود با شنيدن آيات در آن فكر كنيم و انديشه كنيم كه در مورد چه موضوعي دارد حرف مي زند تا در نيت و يا در رفتار ما ايجاد تغيير كند و يك سرمايه بسيار تأثيرگذار به منظور راه كارهاي خوب براي پرورش و نگهداري در مورد قرائت و تلاوت و ترتيل امر شده ولي در مورد تدبير سرزنش شديم. چرا شما مسلمانان نمي خواهيد فكر كنيد كه تا بفهميم پشت اين الفاظ چه معنا و مفهومي وجود دارد. خواندن و قرائت و تلاوت كردن كافي نيست، نجات شما در فهم اين مضامين و در سايه انديشه و عمل به اين مضامين است. يكي از قالب هايي كه در قرآن فرموده همين مثال ها است قصه بستر فكر است، حداقل 60 تا 120 مثال در قرآن داريم. آيت الله مكارم 60 مثال را در قرآن بيان كرده و دكتر اسماعيل اسماعيلي در امثال القران، كه انتشارات اوقاف به چاپ رسانيده، حدوداً 120 مثال آورده چون در تعريف مثال ها اختلاف نظر است تفسير ترتيبي. ارائه قرآن در شكل هاي ديگر آن است كه در وقت هاي متفاوت و موقعيت هاي متفاوت ارائه مي شود. قبل از نماز، بعد از نماز و غيره حتي روزهاي تعطيل چرا كه انعطاف دارد. بنابراين روي مثال ها فكر كنيد. يك روز قبل از انقلاب كه در خدمت آقاي قرائتي بودم داشتيم از خيابان ارم رد مي شديم كه چشممان به يك نوشته روي ديوار افتاد، يك حديث نوشته شده بود. ايشان به من گفتند اين حديث را بنويس (المؤمن مرات المؤمن) بعد از نوشتن آن حديث رفتم خانه به خانم گفتم يك آينه برايم بياور و قلم و كاغذ دستم گرفتم و فكر كردم كه مرآت چه ويژگي دارد كه مولي از ما خواسته كه مثل او باشيم. 13 پيام نوشتم. 1. آينه عيب را به ما مي گويد پس مؤمن بايد منتقد باشد. 2. آينه روبرو مي كند پس مؤمن نبايد غيبت كند. 3. آينه به اندازه مي گويد پس مؤمن نبايد بزرگ نمايي كند. 4. آينه آهسته مي گويد پس مؤمن نبايد آبروريزي كند. 5. آينه شكستني است و انتقاد مي كند پس مؤمن نبايد وحشت داشته باشد بلكه بايد جسارت داشته باشد. رفتم جلسه دانش آموزان 5 مورد ديگر هم اضافه شد. روز ديگر وارد جمع طلبه ها شدم. امور ديگر هم اضافه شد. يك مثالي ولي سيزده فكر شده. اين مثال ها مي تواند موضوع فكر دانشجويان باشد كه درباره چه چيزهايي فكر كنيم در مورد خورشيد و ماه فكر كنيم. در مورد روز و شب و رفت و آمد هاشان فكر كنيم. مگر نمي خواستم انتظار قرآن را پاسخ بدهيم. همه مردم در تمام شب و روز كه بيدارند و ذهنشان فعال است مقداري از وقتشان را به فكر كردن به آيات قرآن بگذرانند كه به چه چيزهايي مربوط است به عواطف، روابط، موضع گيري ها و انتخاب ها فكر كنند. انتظار پنجم : توجه (و اذا قروا قرآن ....) وقتي صداي قرآن بلند شد كه اين مسلمانان توجه كنيد همين چيزي كه در مجالس و محافل ما بسيار رايج است وقتي يك نفر در حال سخنراني است پذيرايي تعطيل مي شود، موبايل ها خاموش مي شود و كسي با بغل دستي خودش حرف نمي زند ولي وقتي قرآن قرائت مي شود يكي دارد چيزي مي نويسد، ديگري چاي مي خورد و با موبايلش حرف مي زند. توجهي ندارد. چرا؟ جوري بزرگ نشده ايم كه عقربه روحمان به اين صوت حساس باشد؟ هيچ بچه اي نديده كه در وقت قرائت قرآن مادر دست از آشپزي بكشد و به سمت قبله بنشيند و گوش فرا دهد. مسلمانان بايد نسبت به اين صوت حساس باشند و برنامه داشته باشند. فكر كنيد ميانگين توجه قرآن در طي يكسال با چه برنامه هايي مي توانيم بالا ببريم تا صداي قرآن مي شنويم تنمان بلرزد. من چند روز قبل احاديثي در مورد وضو خواندم كه من خيلي متعجب شدم كه امامان در هنگام وضو گرفتن گريه مي كردند و رنگشان زرد مي شد و تنشان مي لرزيد. ما چه جوري مدل زندگي آنها هستيم در صورتي كه هيچ حركتي نداريم. انتظار ششم: تأثير آيت الله كريمي جهرمي يك كتاب نوشته اند كه موارد نفوذ و تأثير آيات قرآن بيان شده، خدا از ما انتظار دارد و مي گويد آيات من در دل و جان همه شما اثر كند. يك سوره اي داريم كه 4 بار آيه تكرار شده. آيا كسي هست در جمع شما كه تأثير بپذيرد؟ آيه 3 سوره انفال. بخوانيد و نشنويد ، بلكه اثر كند و باعث تغيير شود. يك داستان بگويم: نيمه شبي آقا دزده آمده روي ديوار مردم به قصد طمع و سرقت به دختر زيبارويي كه در آنجا بود ديد يك چراغي از دور روشن است و در كنار چراغ يك نفر قرآن مي خواند، خود آقا دزده اهل قرآن خواندن بود. بنابراين به آياتي كه داشت خوانده مي شد توجه مي كند به اين جا رسيده بود كه خدا فرمود: الان وقت آن نرسيده كه دلت براي ياد خدا نرم شود و در تو تأثير بگذارد. قرآن مي خواهد در روز و شب شما تأثير بگذارد. شده يك بار بخوانيم و طوري تأثير بگذارد و تغييرمان دهد كه مثلاً من هر دفعه مي رفتم و از صندوق رفاه قرض مي كردم ولي اين بار رفتم و پول بردم صندوق دار از من پرسيد چه شده كه شما هر دفعه قرض مي كرديد ولي اين بار پول آورديد من گفتم با خواندن اين آيه كه من را تغيير داد و بر من اثر كرد . اين آيه ها بايد در دانشجوها، استاد و طلبه ها تأثير بگذارد و ايجاد شود و تحقق پيدا كند. يك آقايي آمد سمت رسول الله بعد از نزول اين آيه از ايشان پرسيد مگر خدا به قرض الحسنه احتياج دارد، خدا كه قرض نمي خواهد. پيامبر خنديد و گفت: خدا مي خواهد شما را به بهشت ببرد. گفت: واقعاً ، خوب پس من دو تا باغ دارم مي خواهم قرض بدهم به خدا. البته قرض الحسنه در 13 سال مدينه با قرض الحسنه در 10 سال مكه دو معناي متفاوت دارد. قرض الحسنه يعني به حساب خدا قرار دادن. بده به خدا 20 ماه ديگر پس بگير. برگرديم به داستان، آن آقا گفت: هر دو براي خدا، پيامبر فرمودند يكي براي خودت و ديگري براي خدا. وي قبول كرد و رفت به خانه اش تا سند را بياورد. آن مرد ماجرا را با همسرش در ميان گذاشت از آنجايي كه همسرش، زن با معرفتي بود گفت: آفرين، چه خوب، عجب معامله پر سودي. قبل از اينكه آن مرد برگردد پيامبر به مسلمانان گفت الان جبرئيل بر من نازل شد كه چه بوستان ها در بهشت به نام او ثبت شده. مثالي ديگر عرض كنم: فرمانده جنگي، اسمش ابوقدامه بود. او در سكوهاي مدينه مسلمانان را تشويق مي كرد در مدينه هر جاي بلندي مي ديد بالا مي رفت و مي گفت يا ايها الذين امنوا. رزمندگان اسلام جمع شده بودند و در ميدان جنگ غوغايي بر پا بود در بحبوحه جنگ فرمانده در ميان جنگ يك پسر كم سن و سال كه هنوز مويش در نيامده بود را ديد كه بدون اسلحه دارد مي رود. دستش را گرفت و به گوشه اي آمد و به او گفت: تو اينجا چه مي كني؟ او گفت من تا اينجا آمده ام يك تير به من بده. فرمانده 5 تير به او داد. عجب نشانه اي مي گرفت هر پنج نفر را زد. دوباره دست پسر را گرفت و بر زمين نشاند و به او گفت اي پسر از تو خواهشي دارم. اگر تو شهيد شدي روز قيامت از من شفاعت كن. ساعتي بعد پسر بر زمين افتاد و فرمانده به پسر گفت تو حرفي نداري. گفت چرا. خبر شهادتم را به مادرم برسان. آيا تو مي داني كه مادرم كيست؟ مادرم همان كسي است كه هر چه به زندگيش نگاه كرد براي جبهه هيچ چيزي ندارد حتي مويش را مي چيد تا شايد به كار آيد و از آن طناب درست كند. ما به اين تأثير مي گوييم. يك بستانكاري آمده بود كه پولش را بگيرد طرف گفت ندارم و بايد چه كار كنم. باز به او فرصت بدهيم بعد يك دفعه مي بينيم زنگ مي زند مي گويد يك ماه ديگه پول را بده. چه شد و مي بينم آيه بر آن اثر كرده. اين آيات بايد بياد تو زندگي، حداقل هفته اي يك بار كه شده در زندگيمان تغيير ايجاد كند كه من را تحت تأثير بگذارد ولي نياز به يك طرح و راهكار دارد. انتظار هفتم : تعليم اين كتاب را به ديگران بياموزيم. حديثي داريم از حضرت امام باقر(ع) در باب فضل است در بحارالانوار آمده كساني هستند كه در روز قيامت در كارنامه عملشان به صفحه اي مي رسند كه خيلي آنها را شاد مي كند، فرشتگان مي پرسند چه شده كه همه دارند گريه مي كنند ولي شماها مي خنديد و شادمانيد؟ جواب مي دهند: در اين صفحه چيزي نوشته كه من انجام ندادم. نوشته شده كه من يك ميليون نفر قرآن ياد دادم، من تا آنجايي كه يادم است به 10 نفر قرآن ياد داده بودم، پنج تا صفر اضافه است. فرشته مي گويد: من گذاشتم چرا؟ جواب مي دهد: در سوره ياسين حكم مأموريت يكي از 10 نفر به صد نفر ديگر، يكي از صد نفر به هشتصد نفر ديگر و يكي از هشتصد نفر به ديگري قرآن آموخته، اين اميد ايجاد مي كند و خسته نمي شويم، چه پاداش هاي بي حسابي كه به حساب معلمان قرآن است. گزارش نشان مي دهد كه موفق ترين كشور در محو بي سوادي، كشور كوبا است. همان طوري كه شنيديم يك سال مدارس را تعطيل كردند و دانش آموزان شدند معلم. اگر در همه دانشگاه صدها معلم قرآن افتخاري درست كنيم حتي كلاس هاي با شاگردهاي دو نفره، لزومي ندارد رسمي باشد. ولي بمانند و تشويق شوند. مطمئناً اهتمام قرائت، تلاوت، ترتيل، توجه و تأثير بيش از بقيه خواهد بود. تعليم قران را رونق بدهيد نه براي افراد خاص، سعي كنيد جمعيت زيادي را معلم قرآن بدانيم تا در جامعه بگوييم معلم قرآن، سريع فكرها متواتر به روخواني قرآن مي رود، نه معلم تفسير قرآن، معلم قرآن است. در طول سال در كشور ما اين همه اطلاع رساني مي شد، آموزش هاي مجازي و رايگان، چرا براي آموزش استفاده نكنيم. انتظار هشتم : عمل، كه انتظار سختي است. در ماه رمضان قرآن را به نيت عمل بخوانيد. من سال گذشته قرآن را به نيت امر و نهي انسان ها خواندم. تمام امر و نهي ها را استخراج كردم. خداوند انسان ها را از چه چيزهايي نهي كرده و به چه چيزهايي امر كرده. فكر مي كنيد چند تا شده ، يك رقمي را عرض كنيد؟ فكر مي كنيد امرها بيشتر است يا نهي ها؟ و چه تناسبي بين شان است؟ بله امرها بيشتر است. 1400 امر و 400 نهي اين را با شمارهاي آيه عرض مي كنم و مدرك دارم. اينها را طبقه بندي كردم در سه روز بعضي در حوزهي امري بعضي در حوزهي اخلاق بعضي در حوزهي حقوق . سيستم آموزشي ما از اول ابتدايي تا پايان دانشگاه بايد جوري تنظيم شود كه اين فرآورده اين دانشگاه لااقل با 1800 تا آشنايي پيدا كند و بداند چه حرام است و چه حلال. چه ممنوع است و چه مجاز؟ بايد در ستون كارمان باشد. 200 مورد از 1800 مورد در آيه آمده كه با (يا ايها الذين آمنوا) آغاز شده كه 87 آن امر و گاهي يك يا تا هفت مورد امرو نهي آمده. اگر در ماه مبارك رمضان بعد از نماز همين آيات را بيان كنيد، وقتي ماه رمضان تمام شد مردم با 200 مورد امر و نهي آشنايي پيدا مي كنند كه خدا از بعضي كارها ما را نهي كرده و به بعضي ديگر امر تا عمل كنيم و خودمان را بسازيم. بعضي از وقت ها كساني كه در مساجد كار فرهنگي مي كنند نمي دانند كه چه چيزي بر تابلوها بنويسند، سرگردانند. اگر 1800 را تقسيم بر 365 روز بكنيم، حدوداً روزي بيش از 40 حديث الهي مي توان نوشت. مي توان در يك دوره دانشگاهي با همه امر و نهي ها آشنا شويد حالا اگر تفسير باشد كه چه بهتر، توضيح باشد كه چه بهتر، همراه حديثي باشد كه چه بهتر. 200 گفتگو در قرآن وجود دارد. من دعوت شدم براي نشست دانشجويان فعال بسيجي در دانشگاه تهران. گفتم من تكليف مي دهم، آنها هم قبول كردند. گفتم هر كدامتان يك گفتگوي قرآني بياوريد كه در دانشگاه بشود مطرح كرد. گفتگو سرمايههايي است كه نه در كلاس ها بلكه در فرصت هايي كه در اختيار ماست به خاطر تنوع و قابليت انعطاف پذيري بكار مي بريم و در پايان بگويم اي قرآن كريم از من راضي شوي؟ انتظار نهم : اقامه اين كلمه در قرآن در چند جا به كار رفته: اقامه دين، اقامه قسم، اقامه نماز، اقامه كتاب آسماني. آيه غدير خم در سوره مائده آيه 67 – آيه قبل و بعد از اين آيه در مورد اقامه كتاب بيان شده . اقامه يعني چه: چون قرآن از من مي خواهد (اقيموا) اقامه كن اين فرق مي كند با اقراء. يعني بر پا داشتن، برخاستن، برافراشتن. بعضي ها سطحي نگري كردند و گفتند همان عمل است ولي افراد تيزهوشي بودند كه بيان كردند كه چيزي غير از عمل است بايد براي اين كتاب سرمايه گذاري كرد و براي اين كتاب و اهتراز اين پرچم تلاش كرد. من معناي اقامه را در مورد زرتشي ها متوجه شدم. اقامه يعني از جان و نفس و سلامتي گذشتن براي حفظ اين كتاب تا بماند. اقامه به سرمايه گذاري و بي خوابي نياز دارد و بايد مواظب و مراقب باشيم تا اين پرچم نيافتد.
والسلام و عليكم و رحمه الله و بركاته
E-Commiunication Center Copyright ©2007I.A.U. Islamic Azad University. Science and Research Branch
|
||||